عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 24 خرداد 1394
بازدید : 1242
نویسنده : sokooteeshgh

به نام خدا

از مدیر جدید تقدیم به مدیر سابق وبلاگ

پسر قد بلندو دختر جنگجو

داستان از این جا شروع میشود که پسر قد بلند در خانواده ثروتمندی متولد شد و مادرش نیز در زمان تولد از دنیا رفت پدر او یک تاجر ثروتمند بود

 

پدر او خیلی خیلی پسر خود را دوست داشت و تمام سعی خود را میکرد که پسرش در رفاه و اسایش باشد وهیچ وقت سختی  و مشکلات را لمس نکند زیرا که او

 

دررنج و فقر وتنگدستی رشد کرده بود و به اینجا رسیده  بود یعنی تبدیل شدن به یک تاجر موفق

 

در خانه بزرگ انها که نزدیک جنگل هم بود پسر قد بلند داستان ما خدمتکارهای زیادی کار میکردند به دستور پدرش اجازه دست به سیاه و سفید را به او

 

نمیدادند سالها گذشت وجان 20 سال سن داشت

 

اما به دلیل ترحم بی از اندازه اطرافیانش به یک ادم بی مصرف و کم رو و خجالتی تبدیل شده بود

او دیگر خسته شده بود وبا دیدن زندگی ازاد هم سالان خود بیشتر ناراحت میشد بالاخره او تصمیم گرفت در زندگی خود کمی تغییرایجاد کند ابتدا تصمیم گرفت

 

توامندیهای جسمی خود را بهبود بخشد با استخدام یک استاد هنر های رزمی زیرا او با وجود این زندگی به دلیل تنبلی و کمبود انگیزه برای انجام کارهای

فیزیکی بسیار لاغر شده  بود

8ماه از تمریناتش گذشت گرچند که او پیشرفت خوبی کرده بود اما او دیگر خسته شده بود و هیچ انگیزه ای برای ادامه کار نداشت  پس تمرینات خودش را ادامه نداد

چند مدتی هم به پدرش در کارهای تجاری کمک کرد ولی چندان در ان موفق نبود

جان دیگر اعتماد بنفسی برای انجام کاری خاص که بتواند به درستی انجامش دهد نداشت پس فقط روز ها یش را با خوشگذرانی سپری می کرد

 

 

پدرش بعد از این همه وقت تصمیم گرفت دوباره ازدواج کند نامادری او یک دختر از شوهر قبلی خود که هم سن و سال  نقش اصلی داستان ما داشت یعنی جان

شب مراسم ازدواج بود و خویشاوندان زیادی برای مراسم دعوت شده بودند و پسر داستان ما خیلی خجالتی بود بنابراین با دیدن جمعیت فشار روحی زیادی را باید تحمل میکرد 

دختر نامادری او به جان گفت: بریم با  هم قدم بزنیم بیرون از خونه توی جنگل  باهم حرف بزنیم 

جان گفت: البته خیلی خوبه (چون از میان جمعیت میامد بیرون) 

 

دختره گفت :با لحنی متفاوت من یه چیزایی بهت بگم برادرجون تو خیلی خجالتی و ترسو و بزدلی  و اینو بدون جای تو دیگه تو این خونه نیست من از این ادما حالم بهم میخوره پس از جلو چشم من دور شو بعد  یک لبخند تلخ زد و سریع رفت توی خونه

پسر قد بلند که تا حالا اینقدر تحقیر نشده بود  خیلی ناراحت شد و گریه کرد و به بیچارگی و ناتوانی خودش فکر میکرد که یک نفر از راه نرسیده چطور بخودش جرئت میدهد که اینگونه تحقیرش کند  و دعا کرد و گفت:  خدای من

 

منو نجات بده کمکم کن بر ترس و اضطراب بی موردم غلبه کنم خواهش میکنم راهی جلوی پایم بگذار (خداوند برای  موفقیت او در زندگی  مشکلاتی را پیش روی او قرار  می دهد که با حل انها رشد کند)وقتی که به

 

 

خودش امد دید که وسط جنگل امده ان هم در تاریکی  به اطرافش نگاه کرد تا امد به خودش بجنب برگردد به طرف خانه اش با یک خرسه گرسنه و بزرگ

 

مواجه شد و گفت:   خدای من  کمک کن این چراهیه من از مرگ به وسیله این خرس میترسم در این لحظه هیچ چیز برایش مهم نبود به جز نجات دادن جانش

 

منبع:mystory20.loxblog.com

 

 


تاریخ : جمعه 11 مرداد 1392
بازدید : 1757
نویسنده : sokooteeshgh

نیم کیلو باش ولی مرد باش...!

  تصاویر دیدنی و طنز,تصاویر طنز


تاریخ : یکشنبه 09 تیر 1392
بازدید : 1610
نویسنده : sokooteeshgh

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392
بازدید : 1617
نویسنده : sokooteeshgh

سلام بچه ها خوبین خوشین؟سلامتین؟دماغا چاقه؟!شقایق و مینا چطورن؟سجاد جون چطور؟راستی هنگامه جون که این

همه زحمت کشیده و نظر داده چطوره؟!سپیده جون خوبه؟!عاشق همتونم دوستا ی خوبم!!!واااای دلم برای همتون تنگ شدهههههههههههه!!!

خب دیگه بالاخره از شر امتحانا خلاصصصص شدم آخخخخ جوون!!!امتحانام خوب بود ولی عالی نبود!!!به هر حال من

تلاشمو کردم !!!!راستی راستی صعود تیم ملی فوتبال ایران به جام جهانی تبریک تبریک تبریک!!!!!دست دست دست

دست!جیغ جیغ جیغ جیغ!!!!!!هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا!!!!!!!!من که زیادی هیجان زده ام  تا فوتبال تموم شد هزار

بار مردم وزنده شدم!!!!!ایول به فوتبالیستامووووووووووووووون  واقعا گل کاشتن دست همشون درد نکنه واقعا که ترکوندن!!!

 رو همه کره  ای ها  رو کم کردن دل منو خنک کردن!!!!!زنده باد ایرااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااان!!!!!


تاریخ : سه‌شنبه 03 اردیبهشت 1392
بازدید : 973
نویسنده : sokooteeshgh

 

ما که هرجایی دهَنمـــون سرویس میشه میگن امتحان الهیــه !!

اگه اینجوری باشه که من دیگه دکترای الاهیات گرفتم...



دقت کردین همیشه خنده دار ترین موضوعات زمانی به مغزت میرسه که وسط مراسم ختم هستی؟



همیشه فکر میکنم یه چیزی تو یخچال هست و من ازش بی خبرم!!!
ولی هرچی میگردم پیداش نمی کنم....
شماچطور؟



قدیما مراسم خواستگاری برای این بود خونواده ها دختر پسر رو بهم نشون بدن
الان برای اینه که دختر و پسر خونواده هاشونو بهم نشون بدن!!



مادر شوهر ها میگن : عروس مثل لیمو شیرینه اولش شیرینه ،آخرش تلخه !
ولی لیمو شیرین تا زمانی شیر ینه که کارد به جیگرش نخورده باشه.



از96 ماهی شما 55 تا غرق شد چند تا ماهی دارید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
بله ؟؟ مشغول جمع و منها بودی؟
تقصیر این مدرسه ها است که عمر شما را به فنا داده اند
تا حالا کسی شنیده که ماهی غرق بشه؟
حتما الان دانشجو هم هستی!!!!!!!!



این آدمایی که سه صفحه بهشون اس ام اس میدی
بعد مثل معلولا فقط یه کلمه تایپ میکنن
OK

باید بگیری اون دکمه های کیبورد موبایلشونو با بیل داغون کنی
ازش فقط یه
o بمونه با یه k
تا حالشون جا بیاد!!!



یارو
A
: پراید خریدم
یارو
B : مدلش چنده؟؟
A: قرمزه
B : گرون خریدی!



یارو میره بهشت
رو دیوار مینویسه:
لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا سیب بخورد!!



یارو اومده کامنت گذاشته "استفاده از فیلتر شکن حرام است" شماها همه
دارین گناه میکنید...!
یکی نیست بگه، مرتیکه خودت با قند شکن اومدی تو فیس بوک؟



دقت کردین اگه اسمت میرزا پشمک الدین گل کلمیان هم باشه
وقتی میخوای ایمیل درست کنی

میگه قبلا با این اسم ساخته شده؟ 

يه مطلب فوق توپ:

قراره یه میدون به اسم من بزنن ...

با تشکر از همه عزیزانی که تو این مدت ما رو دور زدن

پراید16 میلیون؟!!!!!
به زودی شاهد تردد شتر و اسب در معابر و خیابانهای کشور خواهیم بود!
هم امنیتش بیشتره هم جنبه فان داره
الحمد الله برگشتیم به دوران صدر اسلام ، الله اکبر ...

 

 

با کسي که دوستش داري فيلم نبين ... آهنگ گوش نده ... به پياده روي نرو ... خاطره نساز ...

 

وقت نبودنش مي فهمي که چي ميگم.. 

 

یه فولدر عکس دارم از عکسایی که مامانم ازم انداخته

تو که داری یواشکی یه کاریو میکنی،وقتی داری به چپ و راست نگاه میندازی یه نگاهم به بالا سرت بنداز.....همین دیگه عرضی نیست. 

 

اینکه حالت خراب باشه و نتونی خوبش کنی خیلی بده ولی بدتر از اون اینه که حال رفیقت خراب باشه و نتونی کاری براش بکنی

کیا مث من درس دارن ولی فیسبوک یقشونو گرفته نمیزاره برن دنبال کار و زندگیشون؟!  

نشد یه بار این خانواده بپرسن صبحونه میخوری

ما هم با ناز بگیم بیارین تو رختخوابم لطفاً

یعنی گفتیم ها

منتهی جوابش در خور مقام ما نبود نادیده گرفتیم !

 

انقد که این ایرانسل لامصب به من مسیج میده، مخاطب خاصم مسیج نمیده

 

به دوستم گفتم گ.و.ه نخور ، خیلی شاکی شد …
رفتم بغلش کردم گفتم “بخدا واسه سلامتیت میگم !!! و گرنه بخور !!

 

اونـــی کـــه بـــا اینکــه میـــدونــه نــاراحـــت میشـــی راستـشـــو میـگــه
سگش شرف داره به اونی که مثل سگ دروغ میگه....

 

ما ایرانی ها دروغ گفتن رو از اول صبح با گفتن جمله "پاشو لنگ ظهره"  شروع می کنیم !!

 

خییییلی دردناکه اینهمه زحمت میکشی هفته رو تموم میکنی دوباره یکی دیگه شروع میشه!!

 

 

 

مخاطب جان یاد بگیر نصف توئه

والا!!

 

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﻪ حرف ﻗﻠﺐ ﺗﻮﺟﻪ ﮐﻦ،ﺩﺭﺳﺘﻪﺳﻤﺖ ﭼﭙﻪ ﻭﻟﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺭﺍﺳﺖ میگه!

 

 

سلامتی كسی كه به من دســـــت داد به بقیه پـــــــــــا......!! 

کلش حدود سی چل تا ویدیوی چند ثانیه ایه که توش دارم به مامانم میگم اون یکی دکمه رو بزن!!!

 


تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392
بازدید : 996
نویسنده : sokooteeshgh

سلام بچه ها چطورین؟خوبین؟شقایق جون و مینا جون وسجاد جون هم خوبن؟؟!!بقیه دوستای نتی چطورن؟!!

فوق العاده زیاد دلم براتون تنگ شده بود مخصوصا برای وبم!!بهتون گفته بودم که دیگه به وبلاگ سر نمی زنم اما دلم

طاقت نیاورد!!چیکار کنم دله دیگهههههههههههه!!

از حالا به بعد هروقت درس نداشتم به وب سر می زنم و پست جدید میذارم.راستی... مینا جون، اگر وب جدید

درست کردی و آدرس وبت همین بود که باهاش واسم نظر گذاشتی هر کاری میکنم نمی تونم واردش بشم.

دوستون دارم بچه هاااااااااااا !!!

 


تاریخ : چهارشنبه 14 فروردین 1392
بازدید : 927
نویسنده : sokooteeshgh

سلام دوستای گلم خوبین؟چطورین؟

واسه یه مدت کوتاه دیگه به وبلاگ سر نمی زنم.اما خیلی کوتاه هم نه!!!یعنی میشه تا آخرای خرداد ماه....

دلم برای همتون تنگ میشه مخصوصا مینا جون وسجاد جون!واقعا دوستون دارم!اما چیکارکنم دیگه باید سفت

وسخت بچسبم به درسام!تورو خدا برام دعا کنین تو درسا وامتحانام موفق بشم.

دوستون دارم بچه ها تا روز آخر خرداد ماه که دوباره بیام به بلاگ و دوستای عزیزم سربزنم.

همتون رو به خدای بزرگ می سپارم. التماس دعا دارم!

بای بای


تاریخ : یکشنبه 04 فروردین 1392
بازدید : 935
نویسنده : sokooteeshgh

تا حالا دقت کردین که:

هر وقت که می خواید برین مهمونی با همون حالت همیشگی که می رین هوا خیلی خوب و حتی یه نسیم هم نمی وزه، اما وقتی کلی وقت می ذارین و موهاتون رو درست می کنین، یهو هوا طوفانی میشه؟!

وقتی همه ی کتاب هاتون رو از بر حفظ کردین و نکته به نکته خوندین، سر کلاس معلم حتی نگاتون هم نمی کنه، کلی بالا و پایین می پرین که به سوالات جواب بدین معلمتون میگه ساکت! اما وقتی لای کتابتون رو هم باز نکردین و می رین ته کلاس اون گوشه می شینید، معلمتون صداتون می کنه که به درس جواب بدید؟!!!!!!!

معمولا وقتی تلفن های مهم به گوشیتون می زنن خاموشه یا سر کلاسین، اما در مواقع عادی که توی خونه تنها نشستید حتی مادرتون هم زنگ نمی زنه حالتون رو بپرسه؟!

هر وقت یه کفش نو می خرین و می رین مدرسه هزار نفر لگدش می کنن، اما وقتی همون کفش کهنتون رو می پوشین تمیز و سالم به خونه می رسه؟!!!!!!!!!!

برای اولین بار تو عمرتون می خواین بدون نگاه کردن به صفحه ی کامپیوتر یه متن طولانی رو تایپ کنین، شروع می کنین به تایپ کردن، بعد از نیم ساعت که تایپ کردنتون تموم میشه، ناگهان متوجه میشین که فونت کامپیوترتون انگلیسی بوده؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

خداییش تا حالا دقت کردین که هر وقت می خواین فارسی بنویسین، فونت کامپیوترتون انگلیسیه، هر وقت می خواین انگلیسی بنویسین، فارسیه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 


تاریخ : پنج‌شنبه 01 فروردین 1392
بازدید : 913
نویسنده : sokooteeshgh

 

زیباترین لذت های دنیا که باعث خر کیف شدن آدم میشه :

1. از خواب پاشی بعد ببینی 1 ساعت دیگه هم میتونی بخوابی !!!

2. وقتی دست تو جیبه لباسه قدیمیت میکنی و ببینی توش یه مقدار پوله ؟!!!

3. اونی که تو فکرشی همون لحظه بهت بزنگه !!!!

4. وقتی که فکر میکنی امرن تو امتحانت 10 هم نمیگیری ، اما 18 میشی

خداییش من که داخل اینطور وقت ها خیییییلی کیف میکنم خییییییلی عشق میکنم!!!واقعا روحیه م شاد میشه....شما چطور؟؟؟مثل من هستین؟؟!


تاریخ : پنج‌شنبه 01 فروردین 1392
بازدید : 1443
نویسنده : sokooteeshgh

 

پسر در حال دویدن...


زااااارت (صدای زمین خوردن)
رفیق پسر: اوه اوه ؟؟؟؟؟؟؟؟چت شد؟ خاک بر سرت آبرومونو بردی ؟؟؟؟؟، پاشو ؟؟؟؟! (شپلخخخخخ "صدای پس گردنی")
یک رهگذر: چیزی مصرف کردی؟یکم کمتر میزدی خب!
یک خانوم جوان رهگذر: ایییییش پسر دست و پا چلفتیِ خنگ!
 


دختر در حال راه رفتن...


دوفففففففس
ک (زمین خوردن به دلیل نقص فنی در قسمت پاشنه کفش)
رفیق دختر: آخ جیگرم خوبی؟ فدات شم! الهی بمیرم! چی شدی تو یهو؟ وااااااااااای...
یک رهگذر: دخترم خوبی؟ فشارت افتاده؟ میخوای برسونمت دکتری جایی؟
یک پسر جوان رهگذر: ای وای خانوم حالتون خوبه؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من ماشینم همینجا پارکه یه لحظه وایسین،با این وضع که دیگه نمیتونین پیاده برین.


خوش اومدی...فقط لطفا نظر یادت نره!!! به همه پست هام سر بزن!دوس داشتی لینک شی سیستم تبادل لینک پایین هست...خوش بگذره!!!رفتی دوباره سربزن...

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران