عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391
بازدید : 1243
نویسنده : sokooteeshgh

قـاصــدکــــــ

قاصدک آمده بود و چه سرگردان بود.

گفتم او را چه خبر آوردی ؟ هیچ نگفت!

گفتم آیا خبر از کوه نگارم داری؟ هیچ نگفت!

گفتمش خبر عهد و وفا ....؟ آه چه شد؟ چه شد ای قاصدک بی خبرم؟!

لب گشود و گفت این بار آمدم تا خبری را ببرم! گفته آن یار که نزد تو بیایم و بپرسم از تو... زندگی چیست؟عشق کجاست؟

و چقدر این عشق به حقیقت نزدیک است؟

گفتمش پس بگو آن چه من می گویم و ببر آن را نزد او بی کم و کاست:

زندگی را هرکس به طریقی بیند یکی از دل ... یکی از عقل ... یکی از احساس ... دیگری با شعر آن یکی با پرواز!

گفته اند:زندگی حسی است از غربت مرغان مهاجر ... و چه زیبا گفتند!تو به آن یار بگوزندگی.....


تو به آن یار بگو زندگی باران است . زندگی دریاست... زندگی یاس قشنگیست که دل می بوید! زندگی راز شگفتیست که دل می جوید!

زندگی عزم سفر کردن در ره معشوق است. زندگی آبی دریاست و عشق.... غرق دریا شدن است؛ولی ای دوست بدان

 می توان غرق نشد می توان ماهی این دریا شد... شرطش آن است که عاشق نشویم!جای آن از ته دل از سرجان همه را

دوست بداریم. همه چیز و همه کس... همه نقش و همه رنگ... همه شادی همه غم... به خودم آمدم و دیدم من قاصدک

دیگرنیست!ونمی دانم ازکی؟!و صد افسوس که آخرنشنید ازمن:

زندگی خاطر دریایی یک قطره در آرامش رود...

زندگی حس شکوفایی یک مزرعه در باور بذز...

زندگی باور دریاست در اندیشه ماهی در تنگ...

زندگی فهم نفهمیدن هاست!

زندگی پنجره ای باز به دنیای وجود...

تاکه این پنجره باز است جهانی با ماست...

آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست.

فرصت بازی این پنجره را دریابیم ... درنبندیم به نور، درنبندیم به آرامش پرمهر نسیم!پرده از ساحت دل برگیریم

رو به این پنجره با شوق سلامی بکنیم!


مطالب مرتبط با این پست :

می توانید دیدگاه خود را بنویسید


خوش اومدی...فقط لطفا نظر یادت نره!!! به همه پست هام سر بزن!دوس داشتی لینک شی سیستم تبادل لینک پایین هست...خوش بگذره!!!رفتی دوباره سربزن...

RSS

Powered By
loxblog.Com
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران